ورود اعضا عضویت در سایت
ارسال لینک به دوستان

فرار از بچه ، فرهنگی غربی

نام گروه : مادر و کودکانتشار : ۸ شهريور ۱۳۹۳تعداد بازدید : ۶۲۶ ارسال به دوستان
چاپ این صفحه اشتراک گذاری این خبر مشاهده نظرات

فرار از بچه ، فرهنگی غربی

بررسی‌ها نشان می‌دهند که در35 سال آینده جمعیتی بسیار پیر خواهیم داشت.» این عبارات جملات عادل آذر، رییس مرکز آمار ایران است  اما علی‌رغم این هشدار متاسفانه در بعضی مواقع شاهد هستیم که برخی زوج‌های جوان برای پر کردن خلأ عاطفی ناشی از نبود عضو سوم خانواده تصمیم می‌گیرند تا حیوانی خانگی را به خانه بیاورند و به همین سادگی از زیر بار مسئولیتی به نام مادر و پدر شدن و وظایفی که در قبال ادامه نسل در جامعه بر عهده دارند، شانه خالی کنند. به همین راحتی؛ بدون اینکه نیم نگاهی هم به مسایل جمعیتی و پیامدهای منفی ناشی  از چنین رفتاری داشته باشند یا حداقل به روزهای کهولت و تنهایی خود بیاندیشند.

  چرا گریز از مادری؟
اما اینکه چرا این روزها با وجود همه هشدارهایی که از سوی مسئولان و متولیان نهادهای مربوطه داده می‌شود و توضیحاتی که کارشناسان علوم اجتماعی در این باره می‌دهند همچنان زنانی هستند که  نه تنها تمایلی به داشتن فرزند نشان نمی‌دهند بلکه به شیوه های مختلف از زیر بار این کارکرد خانواده شانه خالی می‌کنند و جایگزین‌های زبان بسته ای را برای طفلی که می‌تواند ثمره محبت و علاقه آنها و همسرانشان باشد برمی گزینند.   اگر چه گروهی از افراد در این زمینه نیزمانند هر مشکل اجتماعی دیگر پای مشکلات اقتصادی را به این حوزه باز می‌کنند، اما محمدرضا موسوی، آسیب شناس اجتماعی نظری دیگر دارد.
 
به عقیده وی تغییر سبک زندگی و حضور زنان در ساعات زیادی  از روز در بیرون از خانه موجب شده تا آنان دیگر انگیزه ای برای داشتن فرزند و نگهدای از وی نداشته باشند، زیرا بسیاری از این افراد براین باورند که دوران بارداری و شیردهی موجب خواهد شد تا آنان موقعیت شغلی خود را در جامعه از دست بدهند و به این ترتیب همه تلاشی که طی چند سال برای ادامه تحصیل، ورود به بازار کار و کسب موقعیت‌های شغلی مناسب کرده‌اند، هدر برود. بنابراین با این توجیه نقش مادری خود را برای همیشه فراموش می‌کنند یا آنقدر دیر فرزندی را به دنیا می آورند که نمی‌توانند به‌علت تفاوت سنی زیاد وی را درک کرده و برای او مادری کنند.
 
هرچند که موسوی نوک پیکان اتهام گرایش زوج ها به شیوه جدید زندگی را به سمت تمایل زنان به اشتغال و ترس آنان برای از دست دادن پایگاه اجتماعی و اقتصادی شان می‌گیرد، اما مریم علیزاده، جامعه شناس مسایل اجتماعی ایران از عامل دیگری نیز سخن می‌گوید که می‌تواند ریشه در مسایل روانی افراد داشته باشد. از نظر وی زمانی که فرزندان در زندگی خانوادگی خود با والدین بارها و بارها از سوی پدر و به ویژه مادر با این جمله مواجه می‌شوند که دختران و پسران خانواده نه تنها کاری برای ما انجام نداده‌اند بلکه به دلیل مسئولیتی که ما بر عهده گرفته‌ایم ازدست یابی به موقعیت‌های بهتر در زندگی جا مانده‌ایم، به تدریج این نگرش در اذهان آنان شکل می‌گیرد که چرا خود را در شرایطی قرار دهیم که مانند مادرمان نتوانیم به آرزوها و پیشرفت‌هایی که قصد دستیابی به آن‌ها را داریم برسیم و در سال‌های پیری از آنها به حسرت یاد کنیم.
 
 مشکلات مالی دیگر تنها دلیل نیست
بنابراین با توجه به این نظرات می‌توان گفت شاید این روزها دیگر مشکلات مالی تنها دغدغه و علت برای معلولی به نام گریز از فرزند آوری نباشد. هرچند که گسترش دامنه خدمات و امکانات در دنیای نوین موجب شده تا هزینه های زندگی در مقایسه با گذشته افزایش یابد ولی به هیچ عنوان این امر نمی‌تواند دلیل محکمی برای حذف فرزندآوری در خانواده‌ها باشد. اگر کمی دقت کنید می‌بینید افرادی که از چنین علتی سخن می‌گویند در طبقات اجتماعی متوسط به بالا جای می‌گیرند. این در حالی است که در دهک‌های پایین جامعه زوج‌ها تمایل بیشتری به فرزندآوری دارند. براین اساس می‌توان گفت این قاعده نمی‌تواند دلیل محکمه پسندی برای گریز از فرزند آوری و نگهداری از حیوانات خانگی باشد.
 
با این بهانه که این حیوانات هم هزینه کمتری دارند و همیشه وفاداری شان را به صاحب خود حفظ می‌کنند. تغییر سبک و سیاق زندگی و شیوع رفتارهای فردگرایانه نیز شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی باشد که این روزها تعداد زوج‌های بدون فرزند را بیش از گذشته افزایش داده است. زنان و مردانی که حتی بعد از گذشت سال‌ها از شروع زندگی مشترک تمایلی به اضافه کردن عضو جدید به خانواده خود ندارند، حتی در مواجهه با اعتراض بزرگ‌ترهای خانواده تصمیم گیری در این باره را فقط منوط به نظر شخصی خود می‌دانند.
 
 یک متهم جدید
با همه این اوصاف متهم دیگری نیز در ردیف نخست عواملی جای دارد که موجب شده تا عضو سوم در برخی از خانواده‌ها برای سال‌های متمادی و طولانی یا همیشه به فراموشی سپرده شود. فرار از بار مسئولیت یا همان‌طور که گفته شد گسترش دیدگاه های فردگرایانه در زندگی از جمله دلایل دیگری است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت. رویکردی که اگر برای رفع آن ایده و تدابیری اندیشیده نشود در سال‌های آینده ابعاد مختلف زندگی افراد در جامعه حتی برنامه ریزی‌ها و سیاستگذاری های جمعی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
 
شرایطی که می‌توان به طور مستقیم آن را با قرار گرفتن در مرحله گذار و گسست برخی از اقشار در جامعه از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و عرف مرتبط کرد. موضوعی که موسوی این گونه درباره آن توضیح می‌دهد:« برخی از افرد به علت مشاهده برنامه‌های رسانه‌های خارجی که در شبکه های  ماهواره‌ای پخش می‌شوند زندگی خصوصی و اجتماعی خود را با آنچه که در قالب داستان به تصویر درآمده است، مقایسه می‌کنند؛ مقایسه ای ناقص زیرا در این فیلم ها و سریال‌ها سازندگان تنها ابعاد و ویژگی‌های مثبت و انچه را که می‌خواهند از جامعه خود به نمایش در می‌آورند.
 
واقعیت این است که  در جوامع سنتی سطح مدارا و سازگاری جامعه و کنشگران اجتماعی نسبت به محیط بیرونی در سطح بالاتری در مقایسه با جوامع توسعه یافته قرار دارد، زیرا در این گونه اجتماعات در روند صنعتی شدن درجه سازگاری افراد و مدارا کردن اشخاص در مواجهه با مشکلات روند صعودی را تجربه کرده است. اما در جوامع نوین اشخاص یاد گرفته‌اند برای دستیابی به موقعیت‌های بالاتر منافع فردی را بیش از منافع جمعی در نظر بگیرند. نتیجه این امررواج شیوه های نوین زندگی و  ایجاد تغییرات ارزشی – هنجاری در همه اقشار به ویژه جوانان است.
 
بچه دار شدن,بچه داشتن,کودک گریزی,حیوان به جای بچه,راه بچه دار شدن
 
 تغییرات در عملکرد نظام آموزشی و رسانه‌ای را جدی بگیرید
در چنین شرایطی به تدریج با ایجاد برخی از تغییرات در عملکرد نظام آموزشی و رسانه‌ای سطح توقعات اجتماعی جوانان، به عبارتی افرادی که به زودی پای سفره عقد می‌نشینند و با یکدیگر پیوندزناشویی می‌بندند افزایش پیدا می‌کند و دختر و پسر جوان بیشتر از آنچه می‌توانند در کنار یکدیگر و زندگی مشترک به دست آورند به نداشته‌های خود می‌اندیشند که نتیجه این امر ایجاد نوعی سرخوردگی و سرکوب روانی است. سرانجام همه این تناقض‌ها این می‌شود که فرد ترجیح می‌دهد علایق شخصی را بر لازمه های زندگی مشترک ترجیح دهد.
 
 به این ترتیب دامنه گسترده ای از عوامل موجب می‌شود تا علایق همچنین اهداف فردی بر منافع گروهی ترجیح داده شود و هنجارها و ارزش‌ها مبنای فردی بیابند. در این نگاه کسب لذت فردی در اولویت قرار می‌گیرد و دختران جوانی که با هدف تشکیل خانواده پای سفره عقد می‌نشینند داشتن فرزند را از برنامه های زندگی مشترک خود قلم می‌گیرند. در چنین مواردی حتی برخی‌ قدم فراتر می‌گذارند و به شرط برخورداری از تمکن مالی سرگرمی‌های دیگری را به خانه می آورند، جایگزین‌های نامناسبی که در سال‌های کهولت هیچ کارکردی برای آن‌ها نخواهند داشت.
 
البته دامنه دلایل در این زمینه فراتر از این موارد است، به عبارتی برخی از افراد حتی برهم خوردن توازن فیزیکی در طول 9 ماه دوره بارداری و بعد از آن را به عنوان دلیلی برای به تعویق انداختن مادری عنوان می‌کنند. هرچند که علیزاده زیاد با این امر موافق نیست و معتقد است که در دنیای امروزی که امکانات زیادی برای رفع چنین مشکلات وجود دارد چنین نگاهی به هیچ عنوان پذیرفته نیست. این در حالی است که می‌توان این‌گونه عنوان کرد که فرار از بار مسئولیت پذیری در قبال فرزند یا فرزندان دلیل دیگری است که این روزها سلامت هرم سنی جمعیت کشور را به مخاطره انداخته است.
 
زنانی که نمی‌خواهند ساعت‌هایی در شبانه روز را صرف نگهداری از فرزندان خود کنند تا مبادا از فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی خود جا بمانند. البته این جامعه شناس به نکته دیگری نیز اشاره دارد؛ اینکه نمی‌توان تمام تقصیرات در این زمینه را به گردن فرد انداخت. زن جوانی که در صورت فرزندآوری باید مدت طولانی را در خانه بماند و در طول این زمان موقعیت و پایگاه شغلی خود را از دست می‌دهد، به طور قطع در این زمینه با دلواپسی‌هایی مواجه می‌شود. نگرانی‌هایی که در نهایت فرزندآوری را در چرخه زندگی‌اش به تاخیر می‌اندازد یا حذف می‌کند. شاید به همین دلیل است که عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی بهترین راهکار افزایش جمعیت را تغییر سبک زندگی می‌داند. به باور شهلا میرگلو بیات در سه دهه اخیر «شعار فرزند کمتر زندگی بهتر» تجربه تلخی را برای ما رقم زد.
 
 این در حالی است که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در ادوار مختلف بر تغییر سبک زندگی و همچنین ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی تاکید کرده‌اند. متاسفانه فرهنگ غرب به سبک زندگی اسلامی ما رخنه کرده و آن را تحت تاثیر خود قرار داده است.
 
وی خاطرنشان می‌‎کند که این یک واقعیت است که بیکاری در کشور ما بیداد می‌کند و بسیاری از فارغ التحصیلان جویای کار هستند، با وجود این، به دلیل تغییر فرهنگ کار نیز بیش‌تر این افراد تمایل به فعالیت در بخش دولتی داشته و علاقه ای به کار کردن در بخش خصوصی ندارند. بنابراین ما نیازمند تغییر فرهنگ کار در کشورهستیم که تحقق این امر مستلزم تغییر سبک زندگی است.
 
 با مروری بر اظهار نظرهای کارشناسان و مسئولان در این حوزه می‌توان گفت، در حال حاضر به علت بالا رفتن سن ازدواج در کشور شاهد روند نزولی بارداری نیز هستیم. بنابراین ترویج ازدواج آسان و پایین آمدن توقع جوانان در این زمینه می‌تواند کمک زیادی به افزایش میزان جمعیت کند. از طرفی دیگر تشکیل خانواده در سنین بالا نیز بارداری‌های پر خطری را به دنبال خواهد داشت.
 
براین اساس به نظر می‌رسد پیش از بروز هر گونه آسیب جدی در این زمینه باید با کمک گرفتن از ابزار های تشویقی و فرهنگ سازی این کارکرد را دوباره با خانواده‌ها بازگرداند تا در سال‌های آتی شاهد تنهایی تعداد زیادی از سالمندان در جامعه نباشیم. افرادی که به طور قطع نگهداری از آنان نه تنها هزینه زیادی را به جامعه تحمیل خواهد کرد بلکه آسیب های فراوانی را نیز برای این افراد به همراه دارد.
 
الهام صادقی

 

گردآورنده مطلب : مادرانه منبع : مادرانه
چاپ این صفحه اشتراک گذاری این خبر مشاهده نظرات

دیگر نوشته های مرتبط با این مطلب

نظرات کاربران

  • بانو **
    ۱۱ شهريور ۱۳۹۳
    ممنون مفید بود
  • مامان عسل ..
    ۹ شهريور ۱۳۹۳
    با تشکر فراوان

نام*
نام خانوادگی*
ایمیل*
وب سایت