ورود اعضا عضویت در سایت
ارسال لینک به دوستان

افزایش نگران کننده فقر و فساد

نام گروه : خانه و خانوادهانتشار : ۸ مهر ۱۳۹۳تعداد بازدید : ۵۲۹ ارسال به دوستان
چاپ این صفحه اشتراک گذاری این خبر مشاهده نظرات

افزایش نگران کننده فقر و فساد

افزایش نگران کنندۀ فقر، فساد و فحشاء و گسترشِ روزافزون روابط جنسی نامشروع در ایران، پدیدۀ نام آشنایی جامعۀ امروزی است که با وجود اخطارها و تذکرات مکرر و مستمر کارشناسان و حقوقدانان، به لزوم توجه به این مهم و ضرورت اجماع ملی برای رفع آن، گویی به حال خود رها شده و جوانان و نیازمندان به ازدواج، اندر خم هزارانِ راه پُر پیچ و خم و آتیه سیاه و نافرجامی بوده که حتی، بدیهی ترین و طبیعی ترین نیازهای انسانی و بشری آنها برطرف نشده و در هاله ای از ابهام قرار دارد و امنیت انسانی شهروندان نیز...!

محمد رضا زمانی درمزاری( فرهنگ)حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در وبلاگ خود نوشت: امنیت انسانی؛ از واژگان وارده بر ادبیات حقوق بین الملل و اسناد بین المللی سازمان ملل بوده که در سالهای اخیر، مورد استفاده متعدد این سازمان، نهادهای کمک رسان به توسعۀ ملی و سازمانهای غیردولتی و بین المللی قرار گرفته است. برنامه توسعۀ سازمان ملل(UNDP) بر لزوم تغییر نگرش، مبنی بر تاکید انحصاری از امنیت ملی به " امنیت مردم/ مردمی" اشاره داشته و بر ضرورت حرکت آن از طریق توسعه انسانی به " امنیت غذا، کار و محیط زیست" توجه دارد.

امروزه، احساس ناامنی، بیشتر از زندگی روزمره ناشی می شود تا از وقایع نابه بهنگام جهانی. امنیت شغلی و خانوادگی، امنیت درآمد، بهداشت و سلامت، امنیت محیط زیست ، امنیت در برابر هر نوع خشونت و جنایت( فقر و افراطی گری) و مانند آنها، از نگرانی های جدی و در حال بروز برای امنیت انسان در جهان و ایران، به شمار می رود.(1). وضعیت نگران کنندۀ ایران، به شرح آتی؛ خود مزید بر علت بوده و موجب تعدیل و کاهش روزافزونِ امنیت انسانی شهروندان در ابعاد گوناگون آن می شود.


وجود موانع و محدودیت های متعدد و فراوان در سر راه ازدواج جوانان، بالا رفتن سن ازدواج و عدم تمایل جوانان به ازدواج و افزایشِ تجرد مطلق، روند فزایندۀ " ازدواج سفید" ، گسترش روزافزونِ آمار طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها، فاصلۀ فزایندۀ بین سن بلوغ و سن ازدواج آنها و افزایش ناباروری و نازایی در بین دختران ، افزایش تقاضا برای بهره مندی از رحم جانشین(جایگزین) و لقاح مصنوعی،نبود مکانیسم های متعارف،مشروع و ممکن برای ارضای نیازهای جنسی، عاطفی و طبیعی آنها و بلاتکلیف بودنِ وضعیت جوانان در کشور دراین رابطه، همه و همه نشان از " بحران خانواده در ایران" و " نقض حقوق سلامت و امنیت انسانی شهروندان" و عدم کارایی سازمانها و دوائر دولتی و ملی در بُرون رفت از این بحرانِ فزاینده و بلاثر بودنِ طرح ها و برنامه های مطروحه در این زمینه دارد.


مرکز پژوهش های مجلس در پژوهش اخیر خویش، ضمن ابراز نگرانی از افزایش روابط جنسی نامشروع در ایران، بر راهکار" ازدواج موقت" دراین رابطه، تاکید داشته است. براساس این پژوهش، با عنوان " ازدواج موقت و تاثیر آن در تعدیل روابط نامشروع جنسی" در سر فصل مهمی از آن با عنوان «وضعیت موجود در آیینه آمار»، شرایط روابط جنسی در ایران نیز تشریح شده است. این گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتایج تحقیق روی ۱۴۱هزار و ۵۵۵ دانش‌آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر گردیده است.

 

براساس این تحقیق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش‌آموز یعنی 3/74درصد دارای رابطه «غیرمجاز با جنس مخالف» بوده‌اند! همچنین، تعداد ۲۴ هزار و ۸۸۹ نفر که 5/17درصد دانش‌آموزان مورد تحقیق را در بر می‌گیرد که همجنس‌گرا بوده‌اند و ۱۱ هزار و ۶۸۲ نفر یعنی، 2/8درصد نیز دست به خودارضایی می‌زده‌اند!. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس به نقل از کارشناسان و مسوولان، از کاهش سن روسپی گری به ۱۵ سال خبر داده است!!.(2)


در این میان،خطر ناباروری؛ دخترانی را که در سن بالا ازدواج می‌کنند، نیز به شدت تهدید می‌کند. آمار ارائه شده از سوی دکتر محمداسماعیل مطلق، رئیس مرکز سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، حکایت از قرار داشتن 11 میلیون جوان ایرانی در آستانۀ ناباروری دارد که به علت بالا رفتن سن ازدواج، زمان باروری آنها از دست می رود.(3) و همین امر، موجبات استفاده از رحم جانشین و جایگزین و تحمیل پیامدهای حاصل از آن را بر خانواده ها و جوانان سبب شده است.(4).


ازدواج موقت در ایران با وجود مزایای شرعی و قانونی مقرر در آن، با محدودیت ها و موانع جدی فرهنگی و اجتماعی در بین جوانان و خانواده ها همراه است(5). تعدد زوجات، علی رغم صبغۀ شرعی آن در تعارض با جنبه های حقوق بشر هنجارهای حقوقی و بین المللی نیز مطرح شده است. روابط آزاد جنسی و عاطفی بین پسران و دختران، با توجه به وضعیت فرهنگی و مذهبی حاکم در ایران، تقبیح شده و مجاز شمرده نمی شود و حداقل ارتباط متعارف و محدود اجتماعی بین آنها، ولو در مجامع عمومی و ملاء عام نیز با محدودیت ها و دخالت های جدی و روزمرۀ عوامل انتظامی به مانند گشت ارشاد و مانند آنها همراه بوده است.!(6)


امکان ازدواج به موقع در بین جوانان، نه تنها ممتنع بوده، بلکه اساساً، باور و تمایل آنها و خانواده ها به ازدواج فرزندان خویش در شرایط کنونی، روز به روز و در عمل، کم رنگ تر شده و مشاهدات روزمرۀ آنها در دادگاههای خانواده و در بین فامیل و جامعه، این دغدغه و عدم تمایل را نیز بیش از پیش، تقویت خواهد کرد. بروز و ظهور نابهنجاری های اخلاقی در بین جوانان در مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی و کودک آزاری و تعرض به کودکان و دانش آموزان در مدارس(7 )، فقر و فاصلۀ طبقاتی روزافزون بین طبقات و خانواده های شمال و جنوب، گسترش مستمر کودکان کار، بی سرپرست و بد سرپرست، افزایش فزایندۀ جرم و جنایت و آمار روزافزون پرونده های ارجاعی به دادسراها و محاکم کیفری و قضایی، همراه با تقویت فرهنگ " هیس؛ دولت و خانواده ها فریاد نمی زنند"!، خود موجبات تحمیل هزینه های پیدا و پنهان بی شماری بر دولت، ملت و خانواده ها در سطح ملی و بین المللی شده است.!


افزایش روزافزون طلاق و آمار تاسف بار و رو به گسترش مستمر اختلافات خانوادگی، طلاق و دعاوی خانوادگی و زناشوئی در محاکم قضایی و مراجع قانونی و انتظامی و پیامدهای مادی و معنوی حاصل از آن، آتش نیستی بر کانون هستی خانواده ها انداخته و هرگونه آسایش و آرامش را از آنها سلب نموده و می نماید. وجود فرزندان طلاق و آثار غیرقابل انکار این اختلافات و متارکۀ جنگ افزای بین پدران و مادران و خانواده ها آنها و نقش جامعه و مشکلات جاری در آن در این رابطه، خود حکایت تاسف بار دیگری است که در نگاه کودکان طلاق، " پدر، مادر و جامعه؛ متهم می شوند...."!!! (8)


در چنین شرایطی، گویی؛ روابط نامشروع؛ نَقل مجلس و نُقل محفل گشته و حتی، مرکز پژوهش های مجلس بعنوان رکن مطالعاتی و پژوهشی دستگاه تقنینی کشور، از انکار این واقعیت و گسترش فزایندۀ آن، نه تنها ابایی نداشته، بلکه مراتب نگرانی خود را در این باره، به ترتیب یاد شده، ابراز کرده و نسبت به گسترش روزافزونِ روابط جنسی نامشروع در ایران نیز هشدار می دهد.! به راستی، جامعۀ اصیل و با هویت ایرانی، چنین شتابان به کجا می رود...؟!.


پاسخ مسئولان و دست اندرکاران به " بحران خانواده در ایران" و توسعۀ روزافزون " فقر، فساد و فحشاء در کشور" و سلب " امنیت انسانی شهروندان" چیست و چرا و چگونه باید آنرا توجیه کرد؟! مسئولیت دولت و رئیس جمهور و دوائر دولتی، در راستای تکالیف قانونی مقرر در قانون اساسی و قوانین مربوطه چیست و عدم کارائی موثر آنها در این رابطه، چگونه باید توجیه شود؟ مسئولیت جبران این نابهنجاری ها و بحران خانواده و هویت ایرانی و پیامدهای حاصله بر سرنوشت خانواده ها، بهداشت و سلامت فردی و جمعی شهروندان، بعنوان یکی از حقوق اساسی، شهروندی و بشری آنها و نیز کودکان طلاق و ناباروری های تحمیلی به دختران و خانواده ها در اثر عوامل ذکر شده با کیست؟ دستاورد گشت های ارشاد و طرح های ارتقای امنیت اخلاقی و اجتماعی، با توجه به وضعیت موصوف در کشور چیست و چگونه باید ارزیابی گردد؟


باید واقع بین و صادق بود و چشم به روی واقعیت و حقیقت نبست!. اینجا، ایران است؛ مهد فرهنگ، هویت و تمدنی ارزشمند و فاخر ایرانی، جهانی و اسلامی. وضعیت یاد شده، نه در شان هویتِ نامی ایرانی است و نه شایستۀ جایگاه علمی و فرهنگی آن! فرزندانمان باید به کدامین نگاه و قانون، نسبت به ما قضاوت کنند و ما نیز شرمسار آنها،تاریخ و وجدان خویش نباشیم؟!


کودکان، جوانان و نوجوانانمان، شایستۀ بهترین ها و برترین ها بوده و با موعظه و نصیحت و تهدید و ارعاب نمی توان، بر نیازهای جسمی، عاطفی، جنسی و طبیعی جاری و آتی آنها غلبه کرد و یا با وعده و وعید، آنها را هدایت نمود؟ آنها بایستۀ برخورداری از بالاترین استانداردهای حقوق بشری و جهانی در زمینۀ حقوق اساسی و شهروندی خویش بوده و ضروری است در جهت تامین و تضمین "حقوق مربوط به بهداشت و سلامت آنها" و " امنیت انسانی آنان و شهروندان" از هر حیث و جهت اقدام کرد و تضمین این مهم، قبل از هر چیزی بر عهدۀ رئیس جمهور و دولت در چهارچوب قانون اساسی بوده و سایر مسئولان کشور نیز مسئولیتی غیرقابل انکار دارند، والا، ماحصل صحبت؛ تکرار مکررات و افزایش مستمر و فزایندۀ " فقر، فساد و فحشاء و جرم و جنایت و سلب امنیت انسانی و نیز نیستی روزافزونِ هویت و فرهنگ ایرانی و از هم پاشیده شدن خانواده های پارسی " است که شایستۀ این وضعیت غیرمسئولانه نبوده و نخواهند بود....!!!!
 

سلامت نیوز

گردآورنده مطلب : مادرانه منبع : مادرانه
چاپ این صفحه اشتراک گذاری این خبر مشاهده نظرات

دیگر نوشته های مرتبط با این مطلب


نام*
نام خانوادگی*
ایمیل*
وب سایت